Posted by: Editor | May 25, 2010

AIHCR’s Grave Concern on Kuchi Armed Conflict

Afghanistan Independent Human Rights Commission

Press Release

Kabul, May 18, 2010

The AIHRC expresses its grave concern about the negligence of the government inresolving the problem of Kochies, and reoccurrence of the armed conflict betweenKochies and native inhabitants of Behsood district of Maidan Wardak province that hasresulted in the killing, injury and displacement of a number of inhabitants of the saiddistrict.Considering the need for maintaining of security, peace and legality which are theprecondition for the realization of justice, ensuring of democracy and guarantee forhuman rights, unfortunately the reoccurrence and continuation of this problem has adetrimental impact on the enjoyment of human rights by the people including the right tolife, security, education, political participation and enjoyment of sound environment.Highlighting the importance of the issue the AIHRC has constantly emphasized the needfor and urgent, fundamental and fair solution of the issue of Kochies through its pressreleases and annual reports to Afghanistan government and international societies.Urgent, fundamental and fair solution of Kochies problem based on the laws effective inthe country particularly Article 14 of the Afghan Constitution is both a social need and agovernment obligation. The relevant state organs and entities should not neglect ensuringsecurity, safety of people’s life and property, addressing of disputes and legal resolutionof the incidents that are the components of the government’s major obligation and duties.The AIHRC while expressing its deepest regret and concern over the reoccurrence of theconflict that resulted in the casualties, injuries and displacement of inhabitants ofBehsood district, calls on the government of Afghanistan to take urgent and effectivemeasures to stop conflict and violence, prevent human tragic events, address the situationof IDPS, verify the losses and insure restitution and seek legal and fair ways for afundamental and permanent resolution of this problem and insure the rights of nativeinhabitants and Kocheis based on the Afghan Constitution.


Responses

  1. سخن اول

    آیا اصلاحات امکان پذیر است؟

    رییس جمهور کرزی اینک از سوی جامعه جهانی به دلیل رشد بی رویه فساد اداری در دوران هشت ساله حاکمیت وی در کشور سخت تحت فشار قرار دارد؛حتی این فشارها تا آنجا پیش رفت، که برای وی از سوی ملل متحد و کشورهای دوست ضرب الاجل شش ماهه تعیین گردید، تا او بتواند با این مفاسد مبارزه نماید.

    اما آیا حامد کرزی قادر خواهد بود که ظرف این مدت مفاسدی که حداقل هشت سال ریشه دوانده است، و همچون سمی کشنده تمامی رگهای سیستم اداری کشور را مسموم نموده است را از نظام موجود دور نماید؛ سوالی است که پاسخ آن نیازمند زمان است؛ولی نباید از یاد برد؛که فساد در بالاترین نقطه های نظام ریشه دارد و دلیل آن این بود که در این مدت هشت سال هیچ گونه برنامه اصلاحی از سوی دولت روی دست گرفته نشد، زیرا دربدنه دولت کسانی شریک بود، که تا دیروز دستانشان در خون انسان ها ی بی گناه آغشته بود، در ساختار حکومت کسانی نقش بازی می کردند که از سوی جامعه در حقیقت مطرود و متروک بودند، اما آن ها با توسل به زور و خشونت و ارعاب مردم را به دنبال خود می کشیدند، وقتی بحث عدالت مطرح شد، همین جنایت کاران بودند که برای خودشان عفو نامه تنظیم کردند و خود گناه خویش را بخشیدند و آقای کرزی این قانون را به خاطر مصالحی که تصور می کرد، توشیح نمود. و هم اکنون نیز کسانی که نقش اساسی در فساد سازی نظام داشته و دارند، در اطراف ایشان نقش بازی میکنند، و در همین هشت سال بود که جنایت کارانی همچون محسنی توانست با حمایت همین نظام، جاسوسی خانه خود را بنا کند، و با پشتوانه همین نظام توانست شبکه مستقیم سپاه پاسداران ایران را به نام تلویزیون تمدن، برای ایجاد بحران های داخلی و منطقه ای راه اندازی نماید.

    حالا اگر رییس جمهور کرزی بخواهد واقعاً با مفاسد مبارزه نماید، بايد در خیلی از باورهای خود تجدید نظر کند ، خیلی از کسانی را که در کنار خود جای داده است را به سوی دادگاه ها روانه نماید، و دست دشمنان افغانستان را که متاسفانه از آستین داخلی ها بیرون شده است را قطع کند، و امکاناتی را که برای بیگانگان کار می کنند را به نفع دولت و ملت مصادره نماید،

    از قبیل تلویزیون تمدن که باید ملی شود، از قبیل مدرسه خاتم النبیین که باید زیر نظر تحصیلات عالی بیاید تا آنجا یک مرکز فتنه و فساد دیگر برای ایجاد بحران جدید نباشد.

    رییس جمور کرزی باید به خاطر جلب اعتماد ملت و جامعه جهانی به موارد زیر توجه لازم را داشته باشد:

    1- مبارزه جدی و صادقانه با فساد اداری و جلوگیری از حیف و میل دارایی های عامه برای جلب رضایت مردم و جامعه جهانی.

    2- جلوگیری از ورود دوباره ناقضین حقوق بشر و جنایتکاران جنگی و انتصاب آن ها در وظایف مهم اداری و حکومتی.

    3- عملی نمودن وعده های سپرده شده در راستای تامین امنیت پایدار، بازسازی متوازن، و سرعت بخشیدن به روند پروسه ملت سازی و ایجاد فرصت های شغلی، تقویت اردو و پولیس ملی برای دفاع از تمامیت ارضی کشور.

    4- اصلاح قوه قضاییه و حمایت از قانونمندی و حمایت همه جانبه از این قوه برای مبارزه با اختلاس، رشوه و سایر جرایم سازمان یافته و … .

    5- حمایت از روند عدالت انتقالی و تشکیل دادگاه های با صلاحیت برای به محکمه کشاندن جنایت کاران جنگی.

    در غیر این صورت جناب رییس جمهور کرزی در دور باطلی خواهد افتاد که طی این هشت سال اسیر آن یوده است، و ازاین دایره سرگردان هرگز نخواهد توانست خود را برهاند، و جامعه را از این منجلاب رها سازد.

    توجه : متن که در زیر میخوانید برگرفته از پیک دیده بان است که در کابل با مدریت مسلم مفهیمی گرداننده میشد. که من بیدون کم وکاست در اختیار دوستان قرار میدم. با عنوان بازخوانی جنایتها قبل از اختطاف فهیمی نشر شد.

    باز خوانی جنایتها (1)

    مسلم فهیمی

    چرا تا هنوز حوادث خونین کربلای میدان شهر و دایکندی مبهم مانده است؟

    مقدمه :

    درین اواخر بحث و گفت گو بر سر حضور و باز نگری کارنامه های جنایتکاران جنگی ناقضین درجه اول حقوق بشر در قدرت و نیز مشارکت آن ها در ساختار سیاسی جدید افغانستان از سوی محافل داخلی و خارجی داغ تر گردیده و صورت جدی تر بخود گرفته است. به نظر می رسد جامعه جهانی به رهبری ایالات متحده آمریکا و برخی از نهادهای مدنی مدافع حقوق بشر، از جمله سازمان ملل متحد عزم شان بر این است که این بار به شکل جدی تر و موثرتر پرونده ها و کارنامه های جنگ سالاران و ناقضین حقوق بشر را که طی سه دهه جنگ درافغانستان بزرگترین فجایع انسانی را آفریده اند مورد ارزیابی و مطالعه قرار دهند. تا از این طریق بتواند هم حکومت جدید آقای کرزی را برای پیمودن مسیر دمو کراسی و سرعت بخشیدن به پروسه دولت سازی در افغانستان تشویق و کمک نمایند و هم با بازنگری دقیق روی کارنامه های سیاه جنایتکاران جنگی راه را جهت کشاندن آنها به پای میز محاکمه هموارتر سازند. اگر این طرح همان طوری که تصور می رود که بر مبنای یک عزم ملی و اراده جهانی پایه گذاری شده است، بدون در نظر گرفتن مصالح سیاسی و منافع شخصی و با تعهد صادقانه جامعه جهانی، روند طبیعی خود را طی کند آن وقت است که به شکل اتوماتیک پرده های تقدس و الوهیت کنار زده خواهد شد و چهره های فریبنده و قهرمان گونه كه مولود روان جمعي و آسيب ديده ملتي هستند كه درطول تاريخ زير سم اسبان تماميت مذهبي، قومي، نژادي و سياسي خورد و تحقير شده است، نمايان خواهد گرديد. بدين ترتيب جنگ سالاران و خشونت آفرينان كه با استفاده از روحيه خسته مردم و عدم توجه جامعه جهاني، بعد از شكست طالبان در پست هاي بلند دولتي براي خود جا باز كردند و با حضور در اين جايگاه ها، تبديل به فرصت سوزاني شده اند و راه را به اشتباه مي پيمايند، و نميشود به عهد آنها وفا كرد. همچنين عناصر ديگر كه با سؤاستفاده از ارزشهاي مذهبی برای قهرمان شدن و اسطوره شدن در صدر سطور تاريخ قرار گرفته اند و با حيله گری و تكيه بر تحريفات مذهبي و ديني زمان را به عقب باز مي گردانند، به آساني از سنگر سياست و مذهب عقب نشيني كرده و به چاه ها و گودالهایي كه خود آن ها را حفر كرده اند سقوط خواهند كرد.

    البته اين نكته را بايد ياد آور شد كه پس از سقوط رژيم طالبان و ورود قدرت هاي جهاني در افغانستان، در رابطه با اين كشور كنفرانسهاي متعددی در پايتخت هاي جهان دايرشد، در اين نشست ها عمده ترين مسايل مانند حمايت و تقويت دموكراسی، تأمين امنيت پايدار، بهبود و رعايت حقوق بشر، ايجاد حاكميت قانون، از اساسی ترين موضوعات مورد بحث بوده اند. جامعه جهاني در اين راستا به مردم افغانستان وعده همكاری داده است تا مردم افغانستان مخصوصاَ نسل جوان اين كشور كه بخش مهم زندگي خود را در دايره بسته خشونت و جنگ سپری كرده اند، به ارزشهای دموكراسی، آزادي های اساسی، صلح پايدار، عدالت ـ اجتماعی حقوق بشر دست يابند. ولي اكنون با گذشت هشت سال از حضور جامعه جهاني در افغانستان ديده ميشود. كه اين تلاش ها كافي نبوده، و وعده های سپرده شده از سوي جامعه جهانی به مردم افغانستان كه متعد به اجراي آن شدند تا هنوز تحقق نيافته اند. مخصوصا در سه بخش اساسی يعنی تامين امنيت، جلوگيری از ورود جنايتكاران جنگی در ارگانهاي دولتی، بهبود وضعيت حقوق بشر كه در اجلاس و كنفرانسهای بين المللي روي اين موضوعات تاكيدات بيشتر صورت پذيرفته است. اما متاسفانه درين حوزه ها تاكنون هيچگونه پيشرفتي به چشم نميخورد، گزارش سازمان نظارت برحقوق بشر، گروه نظارت بر بحرانهاي بين المللي و نيزنارضايتي نهادهاي مدني مدافع حقوق بشري وهمچنين قدرتمند شدن جنايتكاران جنگي، افزون بر نا رضايتي مردم نمونه بارز ديگر است كه نشان ميدهند جامعه جهاني و دولت افغانستان دراين موضوعات اساسي موفق نبوده اند. و حتي اوضاع در سال 2009 و خيم ترو بحرانی ترازسالهای گذشته بوده است، تشديد جنگهاي چريكي و حملات انتحاری، تجاوز به زنان و كودكان خردسال توسط زورمندان، بدتر شدن وضعيت حقوق بشرو بالارفتن فساد اداری وجرايم سازمان يافته، وشكل گيري باندهای مافياي مذهبي با نصب كردن پرچم هاي پارچه اي براي خالي كردن جيب هاي مردم و… . حكايت از مشكلات وناموفق بودن طرح هاي بين المللي وتعهدات داده شده دارند. در ابتدامردم افغانستان انتظارآن را داشتند تا جامعه جهاني و نهادهاي مدافع حقوق بشر به شمول ملل متحد از ورود كساني كه متهم به نقض حقوق بشرو جنايات جنگي هستند، به سه قوه اجرايي، قضايي وقانون گزاری جلوگيري كند. اما جامعه جهاني برعكس اين مطالبات عمل كرد، و دروازهای ورود را به روي آنها باز گذاشت و به آنها خيرمقدم گفت. به عبارت ديگرجامعه بين المللي درحقيقت به كساني كه برمردم افغانستان طي سه دهه جفا كرده بودند، اجازه داد تا از راه هاي قانوني به كارها و اعمال گذشته خود ادامه دهند و با مسلط شدن به شاهرگهاي اساسي افغانستان و پست هاي بلند دولتي برای مردم رنج كشيده افغانستان تصميم گيري نمايند. بدين ترتيب جنايت كاران جنگي نه تنها وارثين قربانيان جنگ را به تمسخر گرفتند، بلكه با تصويب طرح دوازده ماده ای از سوي پارلمان در سال 2007 برای مصونيت قضايي و توشيح آن توسط رييس جمهور تمام از دموكراسي و حقوق بشري را به چالش كشيد. با داير كردن يك همايش غير دموكراتيك آن هم در حضور جامعه جهاني و نهاد هاي مدني، حقوقي، داخلي و بين المللي، جواب رد تمسخر آميز خود را در راستاي برائت از جنايات جنگي به سازمان ديده بان حقوق بشر هديه نمودند و با اين عملكرد خود به جهان غرب و سازمان ملل متحد نشان دادند كه هيچ مرجع با صلاحيتي دنيا قادر نخواهند بود تا ما را به پاي ميز محاكمه كشانده و مجازات نمايد.

    با توجه به آنچه كه در اين مقدمه اشارت رفت و حرف و حديث هاي كه در اين روزها از سوي محافل سياسی و خبري شنيده ميشود، اين گمانه زنیها را به واقعيت تبديل ميكند كه جامعه جهاني به خصوص مقامات كاخ سفيد تصميم گرفته اند، كه با چالش هاي موجود در افغانستان با قاطعيت و جديّت بيشتري برخورد نمايد تا با اين روی كرد جديد، تعهدات و حمايت خود را از روند دموكراسي و مبارزه با ناقضين حقوق بشر در افغانستان به نمايش بگذارند. عمده ترين چالشي كه سايه شومشان بر دوش مردم افغانستان سنگيني ميكند وهم حضورجهاني براي ايجاد صلح پايدار و بهبود وضعيت حقوق بشردر افغانستان با ابهامات و پرسشهاي گوناگوني مواجه ساخته است، وجود جنايتكاران جنگي و بنيادگراهاي افرطي در ارگانهاي دولتي و مراكز ديني، آموزشي و رسانه اي كشور و نيز مسكوت ماندن پرونده ها و سند جنايات آن ها در آرشيف تاريخ سه دهه جنگ افغنستان ميباشد.

    با اين وجود اكنون كه طرح بازنگري كارنامه هاي سرداران جنگ، ناقضين حقوق بشر و باندهاي مافيايي مذهبي، براي جلوگيري حداقل نسبي آن ها در حاكميت آينده افغانستان، روي دست جامعه جهاني و نهادهاي مدافع حقوق بشري قرار دارند و بنا است كه چهره هاي واقعي و عملكرد صد انساني آن ها براي مردم رنج كشيده افغانستان آشكار شود، لازم مينمايد كه بنده به عنوان يك عضو بسيار كوچكی از اعضاي خانواده مطبوعات كشور پرده از جناياتي بردارم كه تا هنوز متاًسفانه هيچ مرجع قضايي و حقوقی داخلي و بين المللی به بررسی و چگونگی آن نپرداخته اند. ماجراي كه در اين يادداشت مورد بحث و بررسی قرار ميگيرد، محصول بخشی از جناياتي است كه بر مبناي فتوای شرعی شيخ محمد آصف محسنی رهبر حزب حركت اسلامی و توسط عضو شورای مركزی و رييس گروپ تروريستی آن حزب موسوم به “شرطت الخميس” كه مسوليت مستقيم آن را آقاي سيد حسين انوری به عهده داشت و عملياتی ميگرديد. در نيمه دوم دهه شصت هجری خورشيدی در مناطق ميدان شهر مركز ولايت ميدان وردك و شهر نيلی مركز ولايت تازه تاسيس دايكندی صورت پذيرفته است. در اين حوادث تروريستی كه تحت عنوان “جهاد انجام شد” دو تن از بهترين شخصيت های نظامی و سياسی كشور استاد شهيد صادقی نيلی و غلام نبی مشتاق كه بسياری از مردم افغانستان با نامهای آنان آشنايی دارند، مظلومانه به شهادت رسيدند و درد آورتر اين است كه مجريان اين حادثه يعنی شيخ آصف محسنی و سيد حسين انوری اين عملكرد خشونت آميز و ضد بشری را رسالت الهی و انسانی خود تلقی ميكنند و ميكوشند تا افكار عمومی و پيروان خود را به سوی اين هدف غير دموكراتيك بسيج كنند.

    اين منطق وحشتناك مخالف منطقي است كه همه پيامبران خدا، همه اديان بزرگ آسمانی و تمام مصلحان تاريخ، منادی و معلم آن بوده اند. اما متاسفانه كسانی كه در آن زمان از نزديك شاهد وقوع اين ماجرا بودند و اينك نيز ميبينند كه شيخ آصف محسنی و سيد حسين انوری آن حادثه خونين را با تجليل از سالروز شهادت غلام نبی مشتاق، در مسير اهداف ويرانگر خود تحريف ميكنند ولي با كمال تاسف آن ها با دليل مصلحت های حزبی، منطقه ای، نژادی و سمتی، چنان مهر سكوت را بر لب زده اند كه حتی سخن گفتن از آن حادثه را برای خود جرم تلقی ميكنند.

    با اين وجود بنده كه جريان شهادت مشتاق را از نزديك مشاهده كرده ام و روی ماجرای شهادت استاد صادقی نيلی مدتي مطالعه و تحقيق نموده ام به خود جراَت داده تا اين جنايات ضد بشری را با تمام جزيات آن در اين يادداشت بدون كم و كاست، براي مردم افغانستان و جامعه جهانی مخصوصا نهادهاي مدافع حقوق بشری، باز گو نمايم تا بتوانم رسالت انسانی خود را در امر اطلاع رسانی درست و عادلانه انجام دهم و به اين چرا و چراهای ديگر پاسخ دهم.

    شرح ماجرا:
    ادامه دارد …

    (قابل توجه شما که آقای فهیمی هنوز خود ماجرا را ننوشته بود که از سوی هواداران شیخ آصف به رهبری شخص سید انوری ربوده شد)

    نشر شده در 89/05/11ساعت 21:26 توسط عبدالعظیم ابراهیمی | نظـــــر


Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Categories

%d bloggers like this: